پایتخت معنوی جهان اسلام

پایتخت معنوی جهان اسلام

سامانه فیش های تبلیغی ما
پایتخت معنوی جهان اسلام

پایتخت معنوی جهان اسلام

سامانه فیش های تبلیغی ما

ادعاى خدائى

در زمان هارون الرشید، شخصى مدّعى خدائى شد. او را نزد خلیفه بردند. خلیفه براى اینکه او را بترساند گفت: «چند روز قبل، شخصى ادعاى پیغمبرى کرد؛ او را کشتیم». گفت: «بسیار کار خوبى کردید؛ چون من او را نفرستاده بودم.»



ریاض الحکایات، ص122


سیاست علم الهدى

مرحوم سید مرتضى رحمه‏الله که در زمان خود، مرجعیت شیعه را به عهده داشت، عازم زیارت خانه خدا شد. علما و مجتهدین عراق، خواستند در این سفر، همراه سید باشند. سید نیز به این شرط همراهى آنها را پذیرفت که همه آنها لباس روحانیت را کنار بگذارند و در این سفر، با لباس عادى و به عنوان خدمه، آشپز، اسطبل دار و... با او همراه شوند.
همه پذیرفتند و راهى شدند و در میان آنها، فقط خود سید مرتضى معمّم بود.
وقتى وارد مکّه شدند، علماى مخالف شیعه، از سید مرتضى خواستند تا مجلس مناظره‏اى با هم تشکیل بدهند و در مورد مذهب حقّه و دیگر مسائل علمى، بحث و تبادل نظر کنند. سید نیز از این پیشنهاد، استقبال کرد.

ادامه مطلب ...

عزل از نبوّت

شخصى ادعاى پیامبرى کرد. او را نزد خلیفه بردند. خلیفه گفت: «چه مى‏گویى و حرف حسابت چیست؟» گفت: «من پیغمبر خدا هستم و هر سه روز یک‏بار، جبرئیل بر من نازل مى‏شود.» خلیفه گفت: «معجزه‏اى نشان بده.» گفت: «تا جبرئیل نیاید، نمى‏توانم معجزه‏اى نشان بدهم..» خلیفه پرسید: «جبرئیل کى مى‏آید؟» گفت: «تازه رفته است و سه روز دیگر مى‏آید».
خلیفه احساس کرد که او در اثر ضعف و گرسنگى، دچار مشکل روانى شده و خبط کرده است. دستور داد او را در مطبخ خانه مخصوص خلیفه ببرند و از غذاهاى خوب و مقوّى به او بخورانند.
بعد از سه روز که او را حاضر کردند، خلیفه گفت: «اى پیغمبر بر حق! حالت چطور است؟» گفت: «حالم خیلى بهتر از سابق است». خلیفه پرسید: «آیا در این چند روز، جبرئیل بر تو نازل شده است؟» گفت: «آرى، قبلاً هر سه روز یک‏بار مى‏آمد و حالا هر روز سه بار مى‏آید».
خلیفه پرسید: «آیا پیغامى هم برایت آورده است؟» گفت: «آرى، جبرئیل نازل شد و گفت: «حقّت سلام مى‏رساند و مى‏فرماید که خوب جائى پیدا کرده‏اى. مبادا آنجا را ترک کنى و به جاى دیگرى بروى؛ و الاّ تو را از درجه پیغمبرى ساقط خواهم کرد».