به مردى گفتند: «نام پیامبرانى را که در قرآن آمده، بگو». گفت: «موسى، عیسى، یحیى،... فرعون». گفتند: «فرعون که پیامبر نبود». گفت: «او ادعاى خدائى داشت؛ شما او را به اندازه یک پیغمبر هم قبول ندارید؟!»
مردى را که ادعاى نبوّت مىکرد، نزد هارون الرّشید بردند. هارون پرسید: «معجزهات چیست؟» گفت: «هر چه بخواهى». هارون گفت: «این چند نوجوان بىریش را که در مجلس حضور دارند، ریشدار کن». گفت: «حیف است که این صورتهاى زیبا و نیک را زشت کنم. اگر بخواهى، تو را بىریش مىکنم»
ریاض الحکایات، ص124