پایتخت معنوی جهان اسلام

پایتخت معنوی جهان اسلام

سامانه فیش های تبلیغی ما
پایتخت معنوی جهان اسلام

پایتخت معنوی جهان اسلام

سامانه فیش های تبلیغی ما

مشروبخوار و توبه‏

فیض کاشانى آن چشمه‏ى فیض و دانش، و منبع بصیرت و بینش در کتاب‏ پرقیمت محجة البیضاء نقل مى‏کند: مردى بود شرابخوار، خانه‏اش مرکز اجتماع اهل فسق و فجور بود. روزى دوستانش را براى شرابخوارى و لهو و لعب دعوت‏کرد، چهار درهم به غلامش داد تا براى میهمانان میوه تهیه کند، غلام از کنار خانه‏ى یکى از اولیاى خدا به نام منصور بن عمّار عبور کرد، شنید آن مرد خدا براى نیازمندى طلب کمک مى‏کند و مى‏گوید: هر کس چهار درهم براى حل مشکل محتاجى کمک نماید من به او چهار دعا مى‏کنم.

غلام چهار درهم را به آن مرد خدا تقدیم کرد، او به غلام گفت: براى تو از خدا چه بخواهم؟ گفت: چهار چیز براى من از خداوند مهربان بطلب:

1- آزادى از بردگى 2- خروج از تهیدستى و فقر 3- بازگشت و توبه‏ى اربابم به حق 4- آمرزش خداوند براى من و اربابم و خودت!

غلام با دست خالى به خانه برگشت، ارباب گفت: چرا دیر آمدى و چرا میوه نیاوردى؟ داستان چهار درهم و چهار دعا را براى ارباب گفت.

ارباب از این قضیه خوشحال شد، برق بیدارى به دلش افتاد، چهار هزار درهم به غلام داد و گفت: برو تو را در راه خدا آزاد کردم و خود نیز به عرصه‏ى توبه و انابه درآمدم، ولى خودم را لایق مغفرت و آمرزش نمى‏بینم!

شب در عالم رؤیا به او گفته شد: آنچه وظیفه‏ى تو بود انجام دادى، آنچه وظیفه‏ى من نسبت به گنهکار تائب است آیا گمان مى‏برى که انجام نگیرد؟ من، تو و غلام و منصور بن عمّار و آنان را که حاضر بودند آمرزیدم‏ !


توبه آغوش رحمت       132     مشروبخوار و توبه ..... ص : 132

گنکهار با یک جمله‏ى پر مغز توبه کرد

یکى از مریدان مرحوم علامه محمد تقى مجلسى به ایشان عرضه داشت:

همسایه‏اى دارم آلوده به گناه، اغلب شبها با نوچه‏هایش مجلس لهو و لعب دارد و به شدت مزاحم من و همسایه‏هاى دیگر است، مردى است قلدر و داش مسلک، و من از امر به معروف و نهى از منکر نسبت به او مى‏ترسم، راهى هم براى تبدیل خانه‏ام به خانه‏ى دیگر ندارم.

علامه محمد تقى مجلسى به او فرمود: اگر او را شبى به مهمانى دعوت کنى من حاضرم در مجلس مهمانى شرکت کنم و با او سخن بگویم، شاید به لطف حضرت حق از اعمال خلافش دست بردارد و به پیشگاه خداوند توبه نماید.

مرد قلدر به توسط مرد مؤمن دعوت به مهمانى شد، دعوت را اجابت کرد، علامه‏ى مجلسى در آن مجلس شرکت کرد، لحظاتى به سکوت گذشت، ناگهان مرد قلدر که از آمدن مجلسى به جلسه‏ى مهمانى تعجب کرده بود به مجلسى گفت: حرف شما روحانیون در این دنیا چیست؟

مجلسى فرمود: اگر لطف کنید بفرمایید حرف شما چیست؟ مرد قلدر گفت:

امثال ما در فرهنگ قلدرى حرف بسیار داریم از جمله مى‏گوییم اگر کسى نمک کسى را خورد باید حقّ نمک را رعایت کند و با او در صفاى محض باشد، مجلسى به او فرمود: چند سال از عمر شما مى‏گذرد؟ پاسخ داد: شصت سال، فرمود: در این شصت سالى که نمک خدا را خورده‏اى آیا حق او را رعایت کرده و نسبت به او صفا داشتى؟ مرد قلدر یکه‏اى سخت خورد، سر به زیر انداخت، اشکش جارى شد، مجلس را ترک کرد، شب را نخوابید، صبح زود به در خانه‏ى همسایه آمد، سؤال کرد: روحانى و عالمى که شب گذشته در خانه‏ى تو بود کیست؟ همسایه گفت: علامه محمد تقى مجلسى است، آدرس آن مرد الهى را گرفت، به محضرش آمد و به دست او توبه کرد و از نیکان روزگار شد!


توبه آغوش رحمت       177     گنکهار با یک جمله‏ى پر مغز توبه کرد ..... ص : 177

کفاره روزه

سلام 
دختران یا پسران در خانه و زنانی که در آمد ندارند کفاره روزه آنها بر عهده ی کیست ؟


 بسم الله الرحمن الرحیم

:: با اهداء سلام و تحیت؛

جواب :  بر عهده خودشان است و هر وقت توانای پرداخت دارند بپردازند.

همیشه موفق باشید               

دفتر آیت الله العظمی مکارم شیرازی / بخش استفتاءات