دستور جبران به قیس :
قیسبن عاصم از اشراف قوم خود در جزیرة العرب بود، او در زمان جاهلیت دوازده نفر از دختران خود را در فواصل نزدیک زندهبهگور کرد، سیزدهمین دخترش را که همسرش از او پنهان مىداشت، نیز با بىرحمانهترین روش زندهبهگور نمود.
او پس از قبول اسلام به محضر پیامبر صلى الله علیه و آله آمد، در حالى که از این عمل شنیع خود پشیمان بود و عذرجویانه، جریان را شرح داد، قطرات اشک از دیدگان پیامبر صلى الله علیه و آله سرازیر گشت و زار زار گریست و به قیس فرمود: اى قیس! روز بدى را در پیش دارى، کسى که رحم نکند مشمول رحمت خداوند نمىشود.
قیس عرض کرد: براى جبران و تخفیف بارگناهم چکنم؟
رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود:
«اعْتِق عن کلّ مَوئُودَة نَسَمة»
«براى جبران گناه هر یک از آنها را که زندهبهگور کردهاى یک برده آزاد کن.
ابوبکر به قیس گفت: تو با اینکه از ثروتمندان بودى و ترس فقر و گرسنگى نداشتى، چرا دخترانت را کشتى؟
قیس در پاسخ گفت: تا با مثل تویى همبستر نشوند.
پیامبر صلى الله علیه و آله مداخله کرد ونگذاشت نزاع ابوبکر با او ادامه یابد.
اسد الغابه، ج 4 ص 220
گناه شناسى، ص: 277 استاد قرائتی
دستور امام به وزیر براى جبران :
از داستانهاى معروف در مورد جبران گناه، ماجراى علىبن یقطین وزیر هارون الرشید است. وى از دوستان امامان علیهم السلام بود، و مخفیانه از طرف امام علیه السلام اجازه داشت که در مقام وزارت دستگاه هارون باشد و به مسلمین خدمت کند.
روزى شترچرانى که ابراهیم نام داشت براى حاجتى نزد علىبنیقطین رفت. ولى مقام وزارت باعث شد که علىبن یقطین به ابراهیم توجه نکرد و او را تحویل نگرفت و اجازه ورود به او نداد.
سالها بعد، علىبن یقطین عازم حج شد و در این سفر به مدینه رفت و به در خانهى امام کاظم علیه السلام رفت تا به حضور آن حضرت برسد، ولى امام به او اجازهى ورود نداد.
او هر چه تلاش و کوشش کرد، موفق نشد که به محضر امام برسد.
سرانجام در بیرون خانه با امام علیه السلام ملاقات کرد و علت بىاعتنایى امام را پرسید.
امام کاظم علیه السلام به او فرمود: چرا در فلان روز به ابراهیم ساربان بىاعتنایى کردى و اجازهى ورود به او ندادى؟ به خاطر این گناه، خداوند حج تو را قبول نمىکند، مگر اینکه ابراهیم را راضى کنى. (یعنى با کسب رضایت او گناه خود را جبران نمایى)
علىبن یقطین به کوفه وارد شد و به منزل ابراهیم رفت و در نزد ابراهیم، صورتش را روى خاک زمین گذاشت و ابراهیم را سوگند داد که پاى خود را روى صورتش بگذارد و به این ترتیب از ابراهیم رضایت گرفت. آنگاه به مدینه بازگشت و به محضر امام کاظم علیه السلام رسید. امام اجازه ورود به او داد و از این عمل علىبن یقطین تقدیر کرد.
بحار، ج 48، منتهى الامال، ج 2 ص 165
هماهنگى جبران با گناه :
جبران گناه، با کارهاى نیک، ممکن است به صورتهاى گوناگون مانند کمکهاى مالى، جهاد در راه خدا، روزه گرفتن، شب زندهدارى و ... انجام گیرد، ولى مناسب آن است که جبران هر گناه متناسب با همان گناه باشد.
مثلًا بىحجابى و ناپاکى را با حفظ کامل عفت و پاکدامنى، جبران کرد. گناه غیبت را با کنترل و مراقبت زبان، جبران نمود. گناه ظلم و بىرحمى را با احسان به مظلومان و دستگیرى از بینوایان، تلافى نمود. گناه چشم چرانى را با عفت چشم و نگاههایى که براى آن پاداش است مانند نگاه به قرآن و چهره عالم ربانى و نگاه به چهرهى پدر و مادر، جبران نمود. چنانکه از بعضى روایات این مطلب استفاده مىشود؛
امام صادق علیه السلام مىفرماید:
«کفارة عمل السّلطان قَضاء حوائِج الاخْوان» وسائل الشیعه، ج 15 ص 584
«کفاره و جبران (گناه) کارمندى حاکم ظالم، رسیدگى و برآوردن نیازمندىهاى برادران است.»
گناه شناسى، ص: 271 استاد قرائتی