پایتخت معنوی جهان اسلام

پایتخت معنوی جهان اسلام

سامانه فیش های تبلیغی ما
پایتخت معنوی جهان اسلام

پایتخت معنوی جهان اسلام

سامانه فیش های تبلیغی ما

دستور جبران به قیس‏

 دستور جبران به قیس‏ :


قیس‏بن عاصم از اشراف قوم خود در جزیرة العرب بود، او در زمان جاهلیت دوازده نفر از دختران خود را در فواصل نزدیک زنده‏به‏گور کرد، سیزدهمین دخترش را که همسرش از او پنهان مى‏داشت، نیز با بى‏رحمانه‏ترین روش زنده‏به‏گور نمود.

او پس از قبول اسلام به محضر پیامبر صلى الله علیه و آله آمد، در حالى که از این عمل شنیع خود پشیمان بود و عذرجویانه، جریان را شرح داد، قطرات اشک از دیدگان پیامبر صلى الله علیه و آله سرازیر گشت و زار زار گریست و به قیس فرمود: اى قیس! روز بدى را در پیش دارى، کسى که رحم نکند مشمول رحمت خداوند نمى‏شود.

قیس عرض کرد: براى جبران و تخفیف بارگناهم چکنم؟

رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود:

«اعْتِق عن کلّ مَوئُودَة نَسَمة»

«براى جبران گناه هر یک از آنها را که زنده‏به‏گور کرده‏اى یک برده آزاد کن.

ابوبکر به قیس گفت: تو با اینکه از ثروتمندان بودى و ترس فقر و گرسنگى نداشتى، چرا دخترانت را کشتى؟

قیس در پاسخ گفت: تا با مثل تویى هم‏بستر نشوند.

پیامبر صلى الله علیه و آله مداخله کرد ونگذاشت نزاع ابوبکر با او ادامه یابد.

 اسد الغابه، ج 4 ص 220


گناه شناسى، ص: 277 استاد قرائتی


دستور امام به وزیر براى جبران‏

 دستور امام به وزیر براى جبران‏ : 


از داستان‏هاى معروف در مورد جبران گناه، ماجراى على‏بن یقطین وزیر هارون الرشید است. وى از دوستان امامان علیهم السلام بود، و مخفیانه از طرف امام علیه السلام اجازه داشت که در مقام وزارت دستگاه هارون باشد و به مسلمین خدمت کند.

روزى شترچرانى که ابراهیم نام داشت براى حاجتى نزد على‏بن‏یقطین رفت. ولى مقام وزارت باعث شد که على‏بن یقطین به ابراهیم توجه نکرد و او را تحویل نگرفت و اجازه ورود به او نداد.

سال‏ها بعد، على‏بن یقطین عازم حج شد و در این سفر به مدینه رفت و به در خانه‏ى امام کاظم علیه السلام رفت تا به حضور آن حضرت برسد، ولى امام به او اجازه‏ى ورود نداد.

او هر چه تلاش و کوشش کرد، موفق نشد که به محضر امام برسد.

سرانجام در بیرون خانه با امام علیه السلام ملاقات کرد و علت بى‏اعتنایى امام را پرسید.

امام کاظم علیه السلام به او فرمود: چرا در فلان روز به ابراهیم ساربان بى‏اعتنایى کردى و اجازه‏ى ورود به او ندادى؟ به خاطر این گناه، خداوند حج تو را قبول نمى‏کند، مگر اینکه ابراهیم را راضى کنى. (یعنى با کسب رضایت او گناه خود را جبران نمایى)

على‏بن یقطین به کوفه وارد شد و به منزل ابراهیم رفت و در نزد ابراهیم، صورتش را روى خاک زمین گذاشت و ابراهیم را سوگند داد که پاى خود را روى صورتش بگذارد و به این ترتیب از ابراهیم رضایت گرفت. آنگاه به مدینه بازگشت و به محضر امام کاظم علیه السلام رسید. امام اجازه ورود به او داد و از این عمل على‏بن یقطین تقدیر کرد. 


بحار، ج 48، منتهى الامال، ج 2 ص 165

هماهنگى جبران با گناه‏

هماهنگى جبران با گناه‏ : 


جبران گناه، با کارهاى نیک، ممکن است به صورت‏هاى گوناگون مانند کمک‏هاى مالى، جهاد در راه خدا، روزه گرفتن، شب زنده‏دارى و ... انجام گیرد، ولى مناسب آن است که جبران هر گناه متناسب با همان گناه باشد.

مثلًا بى‏حجابى و ناپاکى را با حفظ کامل عفت و پاکدامنى، جبران کرد. گناه غیبت را با کنترل و مراقبت زبان، جبران نمود. گناه ظلم و بى‏رحمى را با احسان به مظلومان و دستگیرى از بینوایان، تلافى نمود. گناه چشم چرانى را با عفت چشم و نگاه‏هایى که براى آن پاداش است مانند نگاه به قرآن و چهره عالم ربانى و نگاه به چهره‏ى پدر و مادر، جبران نمود. چنانکه از بعضى روایات این مطلب استفاده مى‏شود؛

امام صادق علیه السلام مى‏فرماید:

«کفارة عمل السّلطان قَضاء حوائِج الاخْوان»  وسائل الشیعه، ج 15 ص 584


«کفاره و جبران (گناه) کارمندى حاکم ظالم، رسیدگى و برآوردن نیازمندى‏هاى برادران است.»

گناه شناسى، ص: 271 استاد قرائتی