پایتخت معنوی جهان اسلام

پایتخت معنوی جهان اسلام

سامانه فیش های تبلیغی ما
پایتخت معنوی جهان اسلام

پایتخت معنوی جهان اسلام

سامانه فیش های تبلیغی ما

سجده بر مهر

چرا شیعیان بر «مهر» سجده مى کنند؟ دلیل فقهى این عمل چیست؟ پاسخ: 1- به لحاظ فقهى، اختلاف فقه شیعه با دیگر فرق اسلامى این است که آیا سجده در نماز بر هر چیزى صحیح است یا باید بر اشیاء خاصى سجده کرد؟ فقه شیعه معتقد است که سجده بر امور خوردنى و پوشیدنى و بعضى از معادن صحیح نیست و سجده مثلًا بر سنگ و گیاه ناخوردنى و خاک و چوب و ... صحیح است. و نمى‏توان مثلًا بر فرش (که از پشم یا پلاستیک و مواد نفتى باشد) سجده کرد. اکنون که زندگى ما به گونه‏اى شده است که بعضى مواقع در مکانى نماز مى‏گزاریم که زیر انداز ما، قابل سجده صحیح در نماز نیست؛ ما قطعه‏اى از آن چه که سجده بر آن صحیح است را تهیه کرده و به عنوان محل سجده استفاده مى‏کنیم. امام صادق (ع) مى‏فرماید: سجده جایز نیست مگر بر زمین یا آن چه از زمین روید الا آن چه که پوشیدنى و خوردنى است. (1) 2- شیعه بر خاک و سنگ و اصطلاحاً «مهر» سجده مى‏کند و بر چیزى سجده کردن غیر از «براى چیزى سجده کردن» خواهد بود. یعنى «مهر» مسجود علیه است نه «مسجود له». 3- سیره عملى مسلمین در عصر پیامبر اکرم (ص)، سجده بر زمین مسجد بود که با ریگ، کف آن مفروش شده بود و وقتى هوا گرم مى‏شد آنان مشتى ریگ را در دست مى‏گرفتند و خنک مى‏کردند تا سجده بر آن آسان باشد. جابر بن عبدالله انصارى مى‏گوید: با پیامبر (ص) نماز ظهر مى‏گزاردم که یک قبضه از ریگ‏ها را در کف گرفتم تا سرد بشوند و بتوانم بر آنها سجده کنم (2) یکى از صحابه از این که پیشانیش به خاک برسد اجتناب مى‏کرد و پیامبر بدو فرمود: که پیشانیت را بر خاک بگذار (3) و یکى از اصحاب بر پیچ عمامه‏اش سجده مى‏کرد که پیامبر (ص) با دست خود عمامه را از پیشانیش بر داشت (4) و روایات دیگر اهل سنت دلالت دارند که پیامبر (ص) بر حصیر و خمره (گل کوزه) سجده مى‏فرمود. (5) 

 ===============

 1 . وسایل الشیعه، ج 3، باب 1 من ابواب" ما یسجد علیه" حدیث اول ص 591 2. مسند احمد، ج 3، ص 327 حدیث جابر و سنن بیهقى، ج 1، ص 439 3. کنزالعمال، ج 7، ص 465 حدیث شماره 19810 4. سنن بیهقى، ج 2، ص 105 5. مسند احمد، ج 6، ص 179، 309، 331، 377، و ج 2 ص 192، 198

اثبات خدا : خیلی زیبا

اثبات خدا

مردی برای اصلاح سر و صورتش به آرایشگاه رفت در بین کار گفت و گوی جالبی بین آنها درگرفت.
آنها در مورد مطالب مختلفی صحبت کردندوقتی به موضوع خدا رسید
آرایشگرگفت:من باور نمی کنم که خدا وجود دارد.
مشتری پرسید: چرا
باور نمی کنی؟

آرایشگر جواب داد: کافیست به خیابان بروی تا ببینی چرا خدا وجود ندارد؟ شما به من بگو اگر خدا وجود داشت این همه مریض می شدند؟ بچه های بی سرپرست پیدا میشد؟ اگر خدا وجود داشت درد و رنجی وجود داشت؟ نمی توانم خدای مهربانی را تصور کنم که اجازه دهد این همه درد و رنج و جود داشته باشد.
مشتری لحظه ای فکر کرد اما جوابی نداد چون نمی خواست جر و بحث کند.
آرایشگر کارش را تمام کرد و مشتری از مغازه بیرون رفت. به محض اینکه از مغازه بیرون آمد مردی را دید با موهای بلند و کثیف و به هم تابیده و ریش اصلاح نکرده ظاهرش کثیف و به هم ریخته بود.
مشتری برگشت و دوباره وارد
آرایشگاه شد و به آرایشگر گفت:میدونی چیه! به نظر من آرایشگرها هم وجود ندارند.
آرایشگر گفت: چرا چنین حرفی میزنی؟ من اینجا هستم. من آرایشگرم. همین الان موهای تو را کوتاه کردم.
مشتری با اعتراض گفت: نه آرایشگرها وجود ندارند
چون اگر وجود داشتند هیچکس مثل مردی که بیرون است با موهای بلند و کثیف و ریش اصلاح نکرده پیدا نمی شد.
آرایشگر گفت: نه بابا! آرایشگرها وجود دارند
موضوع این است که مردم به ما مراجعه نمیکنند.
مشتری تاکید کرد: دقیقا نکته همین است. خدا وجود دارد. فقط مردم به او
مراجعه نمیکنند و دنبالش نمی گردند.
برای همین است که این همه درد و رنج در دنیا وجود دارد . .

 

کج فهمی در دعا !!!!!!!!!

آنان که براى دعا اثر تخدیرى قائلند معنى دعا را نفهمیده‏اند، زیرا معنى دعا این نیست که از وسائل و علل طبیعى دست بکشیم و بجاى آن دست به دعا برداریم، بلکه مقصود این است بعد از آنکه نهایت کوشش خود را در استفاده از همه وسائل موجود به کار بستیم، آنجا که دست ما کوتاه شد و به بن‏بست رسیدیم به سراغ دعا برویم، و با توجه و تکیه بر خداوند روح امید و حرکت را در خود زنده کنیم، و از کمکهاى بى دریغ آن مبدء بزرگ مدد گیریم.

بنا بر این دعا مخصوص به نارساییها و بن‏بستها است، نه عاملى به جاى عوامل طبیعى.

            تفسیر نمونه، ج‏1، ص: 640