برخی از جوانان عزیز همیشه این سئوال را داشتند که بنده تصمیم گرفتم رفع شبهه بشه البته هر کس به مرجع تقلید خودش رجوع کنه .
چون بعضی ها می گویند پدر ما برای نماز هیچ ارزشی قائل نبوده و حالا هم که مرده یک بار سنگینی رو دوش ما انداخته و رفته این چه دینی هست که ما باید جور پدر بی دینمون رو بکشیم - البته این سئوال غیر از جواب فقهی یک جواب اعتقادی و عقلی هم داره که فرصتش نیست چون حق والدین در قرآن آمده احترام به آنها ربطی به اعتقادات آنها نداره و ما خواستیم نظر برخی علماء را از دیدگاه فقهی عنوان کنیم امیدوارم دوستان عزیز خودشون در این زمینه تحقیقاتی رو انجام دهند .
سؤال 311- پدر و مادرى نسبت به انجام فریضه نماز و روزه سهلانگارى دارند، یا اصلًا نمىخوانند، و از نظر اعتقادى، شیعه اثنا عشرى هستند. این که فقها فرمودهاند: «نماز و روزه قضاى پدر و مادر بر ذمّه پسر بزرگ است» در صورتى که والدین این مسأله را بدانند و عمداً به تکالیف خود عمل ننمایند، آیا واقعاً با انجام نماز و روزه قضاى پدر و مادر توسّط پسر بزرگ آنها، برىء الذّمه مىشوند؟ آیا این یک شگرد نیست و باعث سوء استفاده نمىشود؟ البتّه ما تابع حکم خدا هستیم که حضرتعالى مرقوم خواهید داشت.
جواب: نماز و روزه در صورتى بر فرزند بزرگتر واجب است که به خاطر عذرى ترک شده باشد نه عمداً؛ بنابراین مشکلى پیش نمىآید.
استفتائات جدید، ج2، ص: 121نام مؤلف:آیة الله العظمى مکارم شیرازى
---------------------------
اگر پدر نماز خود را به جهت عذرى که داشته است بجا نیاورده باشد، بر پسر بزرگتر واجب است که بعد از مرگش بجا آورد، یا براى او اجیر بگیرد بلکه اگر از روى نافرمانى هم ترک کرده باشد، بنابر احتیاط واجب همینطور عمل کند. و اگر پدر روزه را به جهت مرض یا سفر نگرفته باشد در صورتىکه در زمان حیات مىتوانسته قضا کند و نکرده باید پسر بزرگتر قضا کند.
رساله توضیح المسائل، ص: 231مؤلف:آیة اللّه العظمى الشیخ محمد الفاضل اللنکرانى
-------------------------------
البته اسلام وصیت ثلث مال را هم برای همچین جایی پیش بینی کرده که انسان در زمان حیاطش وصیت کنه که یک سوم مالش رو برای نماز قضا خرج کنند تا زمانی که خودش زنده هست نمازهای قضا را به جای میارند فقط وصیت میکنند که بعد از مردن ما بقی رو به کسی پول بدهند تا براش بخونه که اون هم شرائطی داره که به نماز استیجاری رجوع کنید
داستان عجیبى در همین دنیا اتّفاق افتاده از حضرت آیة الله رئیسُ الملّة و الدّین، شیخ الفقهاء و المجتهدین، مرحوم آخوند ملّا محمّد مهدى نِراقى [3] أعلَى اللهُ تعالى مقامَهُ الشَّریف.
مرحوم نراقى، از علماى بزرگ و جامع علوم عقلیّه و نقلیّه و حائز مرتبه علم و عمل و عرفان الهى بوده، و در فقه و اصول و حکمت و ریاضیّات و علوم غریبه و اخلاق و عرفان از علماى
بیائیم ما هم حالمون رو به قرآن عرضه کنیم .
هارون از سفر حج بازگشت و چند روزى در کوفه اقامت کرد. روزى از راهى عبور مىکرد، بهلول که بر سر راهش قرار داشت سه بار به نام، او را صدا زد:
هارون، هارون، هارون، با تعجب گفت: کیست که مرا با نام صدا مىزند؟ گفتند:
بهلول مجنون. پرده محمل را کنار زد و به بهلول گفت: مرا مىشناسى؟ گفت:
آرى. گفت: من کیستم؟ گفت: کسى هستى که اگر احدى در مشرق ستم کند و تو در مغرب باشى به خاطر این که حاکم کشورى در قیامت از تو بازخواست خواهد
شد. هارون گریست و گفت: بهلول حال مرا چگونه مىبینى؟ گفت: حال خود را بر کتاب خدا عرضه کن:
«إِنَّ الْأَبْرارَ لَفِی نَعِیمٍ* وَ إِنَّ الْفُجَّارَ لَفِی جَحِیمٍ» «1».
«قطعاً نیکان به بهشت اندرند. و بى شک بدکاران در دوزخند».
گفت: تلاش و کوشش ما چه مىشود؟ پاسخ داد:
«... إِنَّما یَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِینَ» «2».
«فقط خدا از تقوا پیشگان مىپذیرد».
گفت: نسب و قرابت ما با پیامبر چه مىشود؟ جواب داد:
«فَإِذا نُفِخَ فِی الصُّورِ فَلا أَنْسابَ بَیْنَهُمْ یَوْمَئِذٍ وَ لا یَتَساءَلُونَ» «3».
«پس آنگاه که در صور دمیده مىشود (دیگر) میانشان نسبت به خویشاوندى وجود ندارد و از (حال) یکدیگر نمىپرسند».
گفت: شفاعت رسول خدا چه مىشود؟ پاسخ داد:
«یَوْمَئِذٍ لا تَنْفَعُ الشَّفاعَةُ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمنُ وَ رَضِیَ لَهُ قَوْلًا» «4».